
بیایین برای چند دقیقه به رابطه خودمون و خدایمان فکرکنیم ! اگر کمی دقت کنیم می فهمیم که ما که خیر سرمون اسممون رو گذاشتیم " بنده " در وظایفمون کوتاهی ها و کم کاری های زیادی کردیم . ما آدم های پرتوقع ، در هر لحظه و همه جا از خدا انواع خواسته ها و حاجت های مختلف طلب می کنیم و اگه اجابت نشه کارمون به کفر گفتن هم میرسه انگار که خدا به ما بدهکاره! (نعوذبالله، استغفرالله...!)
کما اینکه همین که داری این مطلب رو می خونی و می فهمی یا همین که داری چشمای زیباتو (هرچی خدا آفریده کلاً قشنگه... کلی گفتم؛خودتو زیاد نگیر!!) روی سطرهای این متن حرکت میدی یا همین که داری تو ذهنت به این فکر میکنی که بعد از خوندن این پست چه نظری بدی و چی بگی همه و همه وام خداست به تو ! میدونی این یعنی چی ؟
یعنی این که اگه من و تو هیچ خواسته و حاجتی از خدا نداشته باشیم بازم حالا حالا باید بدویم تا بتونیم یکی از بدهکاری هامون به خدا رو پاس کنیم !!!
که البته من که فکرنمی کنم اگه صدسال هم زنده باشیم بازم کاری از دستمون بربیاد ! می پرسی چرا؟
چون در ازای زنده بودن و نفس کشیدن تو اون طول عمر، هی همینطور به بدهی هامون اضافه میشه! راستی یه چیزی ؛ خدا همه نعمت هایی رو که داریم به ما هدیه داده و مافقط می تونیم شکر گذارش باشیم ولی این وسط یه جای کار می لنگه ... کجا؟؟؟
خب معلومه دیگه در این صورت توهم یه هدیه ای ... آره
خود تو یه هدیه ای برای خودت !!
چجوری؟ بذار یه مثال بزنم دیدی جدیداً مد شده جای کادوخریدن و کادو دادن از این کارت هایی که بهش میگن "کارت هدیه" بهم دیگه میدن که هرچی دلت خواست و باسلیقه خودت کادوتو بخری ؟!( جلّ الخالق !!) حالا هم خدا یه کارت هدیه بهت داده که توی حسابش خودتی ! یعنی اینکه تومیتونی خودتو با سلیقه خودت انتخاب کنی !!! خیالت هم راحت راحت باشه تو اونقدی واسه خدا ارزش داشتی که کارت هدیه ات رو به اندازه کافی پر کنه بس واسه اینکه خودتو هرجوری خواستی انتخاب کنی ظرفیتش رو داری .
حالا تو خودتو چجوری انتخاب میکنی؟؟؟؟؟

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم
كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم
مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم
چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم
بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم
نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم
جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم
به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم
وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟
فقط صدام کن
واسه اشکات شونه می شم
فقط صدام کن
واسه تو دیوونه می شم
فقط صدام کن
تورا تنها نمی زارم
اونی که می مونه می شم
فقط صدام کن
فقط صدام کن
.
.
.
.
.
.
.
.
سکوت

گفتمش دل میخری؟!
تا به خود باز امدم او رفته بود
او که نیامد
من به روح ایمان آوردم
آخر به چشم دیدم که روح از تنم
جدا شد و رفت...
خوشحالم ...چون هستی ... غمگینم چون نیستی... هستی ... نیستی!!!!
میترسم ... از این برزخ دارم دیونه میشم. اگه دوستم نداری و به خاطر وجدانت برگشتی
بخشیدمت ،فقط برو ... یا بیا یا مثل قبل برو. برای همیشه. نگاه هات باهام حرف میزنه.
یادم باشه شادی این روزا زود گذره!بخشيدن و نبخشيدن
گاهي
حتي برداشتن حرف "ن" هم جرات رستم مي خواهد
خداوند متعال همواره نشانه ها و معجزاتی برای بشر در این عالم فانی قرار داده است تا بشر به واسطه ی آن ها بتواند به عظمت و بزرگی ذات اقدس الهی پی برد و راه درست را از نادرست باز شناسد. اما شیطان و اصحاب وی همواره کوشیده اند تا این نشانه ها و معجزات را از دیده ها پنهان نمایند و بر گمراهی و ضلالت بشر بیفزایند.
بسم الله الرحمن الرحیم
تلاش وهابیون برای مخفی نمودن اعجازی بزرگ!
يُرِيدُونَ
أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ
أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.
ترجمه: آنها
ميخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، ولي خدا جز اين نميخواهد كه
نور خود را كامل كند هر چند كافران كراهت داشته باشند. (سوره ی توبه - آیه
ی 32)
خداوند متعال همواره نشانه ها و معجزاتی برای بشر در این
عالم فانی قرار داده است تا بشر به واسطه ی آن ها بتواند به عظمت و بزرگی
ذات اقدس الهی پی برد و راه درست را از نادرست باز شناسد. اما شیطان و
اصحاب وی همواره کوشیده اند تا این نشانه ها و معجزات را از دیده ها پنهان
نمایند و بر گمراهی و ضلالت بشر بیفزایند.
یکی از این معجزات، نحوه
ی ولادت امام علی (علیه السلام)، امیرالمومنین و فخر بشریت است. درباره ی
نحوه ی ولادت این امام عزیز، مورخان و محدثان شیعه و سنی گفته
اند:(1)
« يزيد بن قعنب گويد: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهي از خاندان
عبدالعزي در برابر خانه خدا نشسته بوديم كه ناگهان ديديم فاطمه بنت اسد،
مادر اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ كه به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از
مدت حملش مي گذشت و دچار درد زايمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض
كرد: پروردگارا! من به تو و پيامبران و كتاب هايي كه از جانب تو فرستاده
شده اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و باور دارم كه
او اين خانه والا را بنا كرده و به حق اين فرزندي كه در شكم دارم سوگند
مي دهم كه وضع حمل مرا آسان كني.
يزيد بن قعنب مي گويد: در اين هنگام
ديدم ديوار پشت كعبه شكافت و فاطمه وارد كعبه شد و از چشمان ما ناپديد گشت و
ديوار به هم چسبيد. برخاستيم كه قفل در خانهكعبه را باز كنيم، قفل باز
نشد، دانستيم كه اين رويداد به فرمان خدا رخ داده است. پس از چهار روز كه
گذشت فاطمه از خانهكعبه بيرون آمد و نوزادش اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ
را روي دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاريخ برتري يافته ام زيرا آسيه
دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهاني در جايي عبادت مي كرد كه عبادت خدا در
آنجا جز از روي ناچاري سزاوار نبود، و مريم دختر عمران آن شاخه خشكيده خرما
را با دستش تكان داد تا آنكه خرمايي تازه از آن فرو ريخت و خورد. ولي من
وارد خانه خدا شدم و از ميوه ها و نعمتهاي بهشتي خوردم و وقتي خواستم خارج
شوم هاتفي به من گفت: فاطمه! او را علي نام بگذار، چرا كه او بلند مرتبه
است و خداوند علي اعلي مي گويد نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را
به آداب و اخلاق خودم تربيت كردم و از علوم پيچيده خود آگاهش نمودم او كسي
است كه بت ها را در خانه من مي شكند و بر بام خانه ام اذان مي گويد و مرا
به مجد و بزرگواري ياد مي كند. خوشا به حال كسي كه او را دوست بدارد و از
او فرمان برد و واي بر كسي كه او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد. »
«
حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاكم نيشابوري، كه همه بزرگان
اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در كتاب بسيار معروفش،
«مستدرك صحيحين» مي گويد: روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان
علي بن ابي طالب ـ كرّم الله ـ وجهه، را در خانه كعبه به دنيا آورده است. »
«
شاه ولي الله احمد بن عبدالرحيم دهلوي، محدث متعصب اهل سنت، در كتاب
«ازاله الخفا» مي نويسد: «بي گمان روايات متواتر است در اين كه فاطمه بنت
اسد، اميرالمومنين علي بن ابي طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون
ترديد او در روز جمعه سيزدهم رجب، سي سال بعد از عام الفيل، در خانه كعبه
به دنيا آمده است، و هرگز پيش از او يا بعد از او كسي در خانهكعبه زاده
نشده است. »
« شهاب الدين ابوالثنا، سيد محمود آلوسي، صاحب تفسير
آلوسي، در شرح بر قصيده عينيه عبدالباقي افندي عمري مي نويسد: ولادت
اميرمؤمنان كرم الله وجهه در درون كعبه، در سراسر دنيا مشهور است و در
كتابهاي هر دو فرقه شيعه و سني روايت شده است، و هرگز در مورد غير ايشان
چنين فضيلتي ثابت نشده است. »
« نورالدين علي بن محمد بن صباغ مكي،
از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالكي در كتاب «الفصول
المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلي، از امام سجاد ـ عليه السلام ـ مبني
بر ولادت امام علي ـ عليه السلام ـ در درون خانه كعبه نقل كرده است كه:
پيش از او كسي در بيت الله الحرام متولد نشد، و اين برتري ويژه اوست از سوي
خداوند براي ابراز كرامت و شرافت و شكوهمندي او. »
« حمد شريف خان
شيرواني در كتاب «چوتهي كتاب» به ولادت امام علي ـ عليه السلام ـ در درون
كعبه و شكافته شدن ديوار كعبه و شنيده شدن صداي هاتف غيبي تصريح كرده است. »
«
مولوي حافظ حكيم ظهير احمد سهسواني در كتاب «ظهير البشر» در احوال و فضائل
ائمه مي نويسد: چون خداوند اراده نمود كه شرفي بر شرفهاي كعبه بيفزايد،
ديوار كعبه را بشكافت و فاطمه بنت اسد را به درون كعبه فرا خواند و فاطمه
فرزندش علي را در درون كعبه به دنيا آورد. »
« علامه حسن بن امان
الله مولوي عظيم آبادي هندي، دركتاب تجهيز الجيش جريان ولادت امام علي ـ
عليه السلام ـ را طبق روايت «بشائر المصطفي» از يزيد بن قعنب نقل كرده
است. »
« دكتر محمد شاه قادري، دانشمند و پزشك نامي سرزمين لاهور،
در كتاب «مصباح المقربين» تصريح مي كند كه اميرمؤمنان در درون كعبه متولد
شد و تصريح مي كند كه ما در آنجناب در حال طواف كعبه بود كه او را درد
زايمان گرفت، ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد به درون كعبه فرا
خوانده شد، سپس تأكيد مي كند كه هرگز چنين شرف و فضيلتي به جز امير مؤمنان
براي احدي نصيب و ميسر نشده است. »
محل شکافته شدن دیوار کعبه در
زمان ولادت امام علی (علیه السلام)، « مستجار » نام دارد که در مجاورت یکی
از زاویه های خانه ی کعبه به نام « رکن یمانی » قرار دارد.(2)
اما
شگفت آن که اعجاز خداوند در مورد ولادت حضرت علی (علیه السلام) تنها به صدر
اسلام محدود نمی گردد. بلکه شکاف مذکور هنوز هم در دیوار کعبه و در « رکن
یمانی » به وضوح دیده می شود:
که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمری صبر کرد دلم براي کسي تنگ است. . ميخواهم آرام سر بر سينه ات بگذارم ميخواهم صداي طپش قلبت مرا به خوابي آرام و رويائي فرو برد با نگاهت در سکوتي لغزان غوطه ور شوم ولي اگر چنين شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ...... اري دوستت دارم التماست نمي كنمهرگز گمان نكن كه اين واژه را
در وادي آواز هاي من خواهي شنيد
تنها مي نويسم بيا
بيا و لحظه اي كنار فانوس نفس هاي من آرام بگير
نگاه كن
ساعت از سكوت ترانه هم گذشته است
اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتي پيش
اين انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب هاي تو مي سپردم
حال هم به چراغ همين كوچه ي كوتاه مان قسم
بارش قطره اي از ابر باراني نگاهم كافي ست
تا از تنگه ي تولد ترانه عبور طلوع كني
اما...
تو را به جان نفس هاي كبوتران هره نشين
بيا و امشب را
بي واسطه ي سكسكه هاي گريه كنارم باش
مگر چه مي شود




وشبی زیر ریزش اشکهایمان غرق شدند
متن های تکراری ما شده باعث سرگرمی شما نیست

اینجا گوشه ای از دل خراب من است
که با کمک همسفرم میخواهم بسازمش اینجا خونمه
خونه دل خونه ای که چراغش وقف مسجدی شد که ویرانش کردن
اینجا دگر جایی برای روشنی نیست چراغش رو بردند برایم شمع فرستادند
سفید می گذارم این....تا که هرچه دوست داری بنویسی/5412_102245583118854_100000002394697_64557_3217566_n.jpg)
نفرین میکنم تا ابد تا با تو هم مثل من شود که خون به دل شدم 
از دست دلم که اینقدر خود خوری میکرد بگویید عاشقان نفرین نمی کنند که چه میکند نفرین دل شکستگان
دفتر خاطرات میسوزانیم دودش در چشم خودمان میرود چه دوران شیرینی بود دوران قبل از زندگی.
اشکاتو پاک کن همسفر گاهی باید بازی رو باخت/اما یادت باشد که میشود باز زندگی رو ساخت


گاهی غم آنچنان در آغوش می گیردم
که جز اشک های غریبانه حرفی برایم نمی گذارد ...
اشک هایی که دیگر خشکیده اند
و من ... تنها ...در آغوش غم ها ...آرمیده ام !
خسته ام ...سکوت می کنم و تنها به این می اندیشم که ...
خدایا ... مهربانم ...هدف از خلقتم چه بود ؟!
تا به کی در غمی نا خواسته باید اسیر بمانم ...
اشک هایم با حضور تو دوباره جریان می گیرند...
غمی که در دل دارم ...غم تنهایی ست ...تنهایی!!!
می بینی چگونه راه را بر من ...
تنها روزنه عبور از این غم عظیم
که بر ذره ذره روحم حایل شده تو هستی !
دلهره این روزها بی طاقتم می کند
و ساعت ها گویی کش می آیند و من ...تنها دستانم رو به آسمانند !
خدایا !!!
خسته تر ازآنم که بخواهی مرا ...
اینبار هم دستم را بگیر ... !
آخر غم ها مرا ...
می دانم که می دانی !
دستانم را ببین ... همچون آفتابگردانی که سوی آفتاب را میداند
تنها به سوی تو بلند می شوند !
من گدای تو ام !
اما تنها تو ...نه هیچ کس ِ ... !
امیدم ...نگاهم ...رو به تست !
کوتاهش نکن .
ماه در برابر ماست، حتا اگر دوباره خوابیده باشیم

نويسندگان عاشقان بزرگي هستند. آن ها عاشق نويسندگان ديگر ميشوند. به این ترتیب نوشتن را ياد ميگيرند. آن ها نويسنده اي را انتخاب ميكنند، تمام آثار او را ميخوانند، بارها و بارها آن را ميخوانند و ميخوانند تا بفهمند كه آن نويسنده چه گونه حركت ميكند، مكث ميكند يا ميبيند. اين است هستي يك نويسنده... اگر كسي چيز بزرگي بنويسد روشني و پاكي بيش تري براي همه ما در جهان خواهد آورد.
اینجا می نشینم، چون متهم دیرسال عشق
که به تو می اندیشد. هی دوست من
تو را رنجانده ام و اکنون متأسفم، اما
هیچ کار دیگری نمی توانستم بکنم، چرا که من باید آزاد بمانم.
شاید همه چیز فرق می کرد
اگر بر سر میز می نشستی و یا می خواستی که با هم بیرون برویم
به تماشای ماه، به جای اینکه برخیزی
و مرا با ماه تنها بگذاری.
انگشتت را
هرجای نقشه خواستی بگذار
فرقی نمی کند
تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو هیچ وقت
به عمق فاجعه پی نخواهند برد.
امسال ما چهار نفر سر سفره هفت سین بودیم منو ماهی و طوطی و یادت
چه دنیای عجیبیه
بعد از ۳.۵ سال یه دوست اینترنتی قدیمی رو پیدا می کنی جالب تر اینجاست که اون تو رو هنوز یادشه
ادامه مطلب

